تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سرِ دار شدم

 

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

 

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

 

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

 

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

 

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

 

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم

 

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

 

بگذارید که از بتکده یادى بکنم

من که با دستِ بت میکده، بیدار شدم

 

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

/ 2 نظر / 5 بازدید
helen

سلامممممم ايول ادم يه همچين وبايي رو ميبينه از وب خودش نااميد ميشه[گریه][تعجب][ناراحت]